بهار که پرستوها می آیند من کوچ میکنم.مقصد من شهر آرزوهای آبی ست.بهار که بیاید شکوفه ها ناخواسته میشکفندو من با چمدانی پر از برف به سوی خورشید می روم.لحظه ی ناب دل کندن از نداشته هایمو خداحافظ ای داشته های من...